أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

40

قانون ( فارسى )

معده غش مىكند و اگر كمى ديرتر باشد و غذا به معده نرسيد اشتهاى غذا اصلا از بين مىرود . در هنگام گرسنگى ناشى از سوء مزاج گرم معده ، آب از لب و لوچهء بيمار ريزش مىكند كه تا معده سير نشود آرام نمىگيرد ؛ زيرا گرماى تحليل برندهء خوراك از معده برمىخيزد و به سوى بالا روان مىشود . در اين بالا روى سرچشمهء لعاب ريزشى از لب و لوچه را مىخشكاند و امكان هم دارد كه وارد شدن خوراك غليظ و پرمايه به معده به حدّ كافى لعاب دهن را از ريزش بازدارد . اگر سوء مزاج گرم معده رطوبى هم باشد ، آب دهن كه از لب و لوچه فرو مىريزد بيشتر از آن حالت است كه سوء مزاج گرم معده بدون رطوبت باشد . و اين را هم بايد بدانى ! كه كسى كه معدهء آتشين مزاج دارد ، خونش كم و بدگوهر و بدبوى و تندمزه مىشود . اندامان ديگر تن كه حالت مزاجى جداگانه از حالت مزاجى معده دارند از چنين خونى نفرت دارند و از آن تغذيه نمىكنند و در نتيجهء نپذيرفتن چنين غذايى ناپسند ، بدون تغذيه مىمانند و گوشت تن دارندهء معدهء آتشين مزاج كاهش مىيابد و دارندهء معدهء آتشين مزاج لاغر مىشود . و از سويى خونى چنين ناپسند و بويى كه مورد استفادهء اندامان تن نيست و به مصرف نمىرسد ، در رگهاى آوند خون انبار مىشود و متراكم مىگردد و از فشار اين تراكم رگها به حالتى درمىآيند كه خون از آنها تراوش مىكند . اگر كسى را كه داراى معدهء آتشين مزاج است رگ بزنى مىبينى كه خون زشت و ناباب و ناپسند از تن او بيرون مىآيد . فصل دوم نشانيهاى سوء مزاج سرد معده نشانيهاى براى شناسايى سوء مزاج سرد معده هست كه از قرار زيرند : 1 - غذاى داخل معده ، در تغيير يافتن سست است و به كندى تغيير مىيابد و به حالتى درمىآيد كه اولا ديرتر از حال طبيعى به معده مىرسد و ثانيا بعد از قرار گرفتن در معده پس از مدتى كم به وسيلهء قى از راه دهان بيرون آيد و مىبينى كه خوراك چندان تغيير نكرده است كه به حساب آيد . اگر سوء مزاج سرد معده بسيار شدّت يابد ، خوراك برآورده از راه قى كردن همان است كه قبل از رسيدن به معده بوده است و دست نخورده برگشته است ، نه تغيير رنگ داده و نه از پختگى و رسيدن در معده نشانى دارد . 2 - اشتهاى زياد براى غذا به معده رسيدن . 3 - تشنگى كم . 4 - آروغ ترش ، به شرطى كه ترشى آروغ ناشى از نوع خوراك نباشد ، كه سابقا اين را شرح داديم .